خرید بک لینک

800x600

حق تعلیم و تحصیل زن

تتبع و نگارش: رستم پیمان

یادداشت:

زن بحیث یک انساندارای حقوق متعدد است و از طرف دیگر، صحبت کردن از حقوق زن به صورت عام تمام حقوقرا در بر می گیرد که یک شخص بحیث یک انسان دارا است. بناً تعداد حقوق که در این مجموعهدرج گردیده اند، به هیچ صورت جامع افراد نمی باشند.

از طرف دیگر؛ بحثمفصل پیرامون هر حق زن بسیار گسترده بوده و سیاه کردن چند صفحه در این مجموعه بهمعنی پوشش کلی حقوق متذکره نمی باشد. بل بحث مختصر است که فقط می توان آنرا یکرویکرد گذرا یاد کرد.

در این مجموعهکوشیده شده است که هر حق با در نظرداشت اصول علمی حقوق تعریف شده و بعداً پیرامونآن از چهار منبع مهم ( قانون، آیات قرآن کریم، احادیث رسول الله و کنوانسنیون هایبین المللی) اسناد جمع گردند و در اخیر هم، موضوع مرتبط تحت عنوان «متفرقه» درجگردد.

«مجموعه حقوق زن»در قالب 16 قسمت بدست نشر سپرده خواهد شد. نگارنده از تمام اشخاص که این مجموعه رامطالعه می کنند، صمیمانه خواهشمند است که لطف نموده نظریات شان را پیرامون کمی وکاستی های آن با نگارنده از آدرس های ذیل شریک سازد.

[email protected]

www.rpaiman.blogspot.com

0093-799-810766

فصلسوم

حقوقغیر مالی زن

تعریفحقوق غیر مالی

حقوقغیر مالی عبارت از صلاحیت و امتیازی است که هدف از آن رفع نیازمندی های عاطفی واخلاقی انسان بوده، ارزش داد و ستد را نداشتهو قابلیت تقویم به پول و مبادله به مال را ندارد.(1)

اول:حق تعلیم و تحصیل زن

گفته اند، اگر علم در دورترین نقطۀ جهانباشد، باید که آموخت. علم است که تنها راه نجات انسان از جهل، فقر، بی دینی و ..است. آموختن علم تنها از آن مردان نیست، بل زنان هم میتوانند که به مکتب روند و بهپوهنتون آیند.

تعریف حق تعلیم و تحصیل زن:

حق تعلیم و تحصیل زن عبارتاز آن نوع حقوق زن می باشد که بر اساس آن؛زنان حق تعلیم، تربیه و تحصیل را دارند. حق تعلیم و تحصیل زن یکی از اساسی ترینحقوق بشری زن می باشد که در تمام منابع شرعی، قوانین نافذه مربوطه و اسناد بینالمللی تسجیل گردیده است.

مبنی حق تعلیم و تحصیل زن:

الف) آیت: پروردگار متعال با تأکید بر مقام علم و عالم می فرماید: "هَلْ يَستَوِى الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لايَعْلَمُونَ"(2)؛ ترجمه: " آیا کسانی که می دانند باکسانی که نمی دانند، برابرند؟" و نیز می فرماید: " إِنَّمَا يخْشى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَؤُا"(3)؛ترجمه "از میان بندگان خداوند، فقط دانشوران از او خوف و خشیت دارند."نخستین آیاتی که بر پیامبر اکرم(ص) نازل شد، حاوی کلماتی در بزرگداشتِ علم وگرامیداشت آن به عنوان یکی از بزرگ ترین و نخستین نعمت های الهی بر انسان بود." اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ عَلَّمَالْإِنْسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ "(4)؛ ترجمه: "بخوان و پروردگار تو بسگرامی است. همان که با انسان را آموزش داد. به انسان چیزی را که نمی دانست،آموخت." هر چند اسلام تأکید خاصی بر یادگیری علوم اسلامی و مسائل مرتبط با آندارد، ولی به آموزش سایر انواع علوم و فنون نیز، تشویق نموده است. از این رو دررأس رشته های مختلف علمی و هنری، جمع کثیری از علمای اسلامی قرار دارند و هیچ شاخهای از رشته های مختلف علمی نیست جز آنکه به زیور کتاب های ارزشمند دانشمنداناسلام، زینت یافته باشند. امروزه بسیاری از این کتاب ها، هنوز هم از مهم ترینمنابعِ مرجع به شمار می روند. از این رو اسلام، زن و مرد را در حق تعلیم و تحصیلمساوی می داند و برای زن در این زمینه همان حقی را قائل است که برای مردان قائلشده است.

ب) حدیث: از منظر اسلام، زن و مرد، در ذات وطبیعت بشری مساویند؛ به این معنا که هیچ یک را بر دیگری از حیث عناصر سازنده ماهیتانسانی و خلقت بشری، رجحانی نیست؛ بلکه هر آنچه که موجب برتری هر مرد یا زنی بردیگری می شود، اموری خارج از ماهیت و حقیقت مشترک میان آن دو است؛ اموری که آن راباید در توانمندی، علم، اخلاق و غیره جست وجو کرد. اسلام هر واحد انسانی را درحدود توانمندی ها و استعدادها و امکانات، برخوردار از حق تعلیم و تحصیل می داند.تأکید بر استیفای این حق تا حدی است که در مواردی که پای یادگیری واجبات دینی و یاحتی پاره ای نیازمندی های دنیوی به میان می آید، این حق، به تکلیف بدل می شود. ازاین رو پیامبر (ص) فرموده اند: "تعلم العلم فریضة علی کل مسلم و مسلمة"ترجمه: "فراگیری علم بر هر مرد و زن مسلمانی فرض است". هم چنان پیامبراکرم(ص) در مورد تعلیم و تحصیل کنیزان، تأکید ویژه ای داشته است؛ چنان که درروایتی در صحیح بخاری بخاری(5)نقل شده است: "أیما رجل کانت عنده ولیدة(ایجاریة) فعلمها فأحسن تعلیمها و أدبها فأحسن تأدیبها، ثم اعتقها و تزوجها فلهأجران"؛ ترجمه: "هر مرد [مسلمانی ]که کنیزی در اختیار داشته باشد و اورا به خوبی آموزش دهد و ادب نماید، سپس آزادش کند و با او ازدواج نماید، از دوپاداش برخوردار خواهد بود." شواهد تاریخی و روایی بسیاری در دست است که نشانمی دهد زنان عرب از آغاز دوران تمدن اسلامی از فضای خوبی برای فراگیری علومبرخوردار بوده اند. لذا در رشته های مختلف همانند: علوم قرآن، حدیث، فقه، لغت وبسیاری دیگر از معارف و دانش ها، درخشیدند و حتی بسیاری از شخصیت های مرد و زن درمحضر پیامبر آموزش دیدند. ابن خلکان(6)نقل کرده است که سیده بانویی صاحب نام ومقام در مصر بود و جلسه درسی و علمی باشکوهی داشت که امام شافعی نیز در مجلس اوشرکت می جست و از او حدیث می آموخت. ابو حیّان(7)نیز از میان اساتید خود، به نامسه زن اشاره کرده است: مونسه ایوبیه، برادرزاده صلاح الدین ایوبی؛ شامیه تیمیه وزینب دختر عبداللطیف بغدادی. همچنین بهگواهی تاریخ، زنان مسلمان اعم از آزاد و کنیز در طول عصرهای متمادی پیشتازان رشتههای مختلف علوم اعم از قرآن، حدیث، فقه، ادبیات و بسیاری دیگر از معارف و فنونبوده اند. مقّری (8) در کتاب معروف خود، نفح الطیب نام تعدادی از این زنان را ذکرنموده است. یکی از این زنان که کنیز ابن مطرف لغوی بوده است، عروضیه نام دارد. وینحو و لغت را از ارباب خود آموخت و در ادبیات و به ویژه عروض و قافیه سرآمد شد.همچنین ابن خلکان در دائرة المعارف وفیات الاعیان و أنباء ابناء الزمان مشهورتاریخی خود از زنانِ اندیشمندِ فراوانی یاد کرده است که یکی از آنان، شهده الکاتبهنام دارد. وی در ادبیات و خط، بنام بود و بسیاری از اندیشمندان از دانش آموختگانمحضر درس می باشند.

ج)قانون:قوانین افغانستان خصوصاً قانون اساسی توجه ویژۀ به حق تعلیم و تحصیل مبذول داشته ومواد متعددی در این قانون به حق تعلیم و تحصیل به صورت مستقیم و یا غیر مستقیمتخصیص داده شده اند.

مادۀچهل و سوم قانون اساسی، تعلیم (و تحصیل) را حق تمام اتباع افغانستان دانسته که تامقطع لیسانس در مراکز تعلیمی و تحصیلی دولتی به صورت رایگان از طرف دولت ارائه می گردد. و همچنینمطابق به بند دوم این ماده دولت افغانستانموظف است تا برای تعمیم معارف به صورت متوازن در سرتاسر افغانستان وتأمین تعلیماجباری تا سطح متوسطه، پلان های مؤثر طرح و تطبیق نماید.

درکنار مادۀ فوق که صراحتاً به حق تعلیم وتحصیل اشاره دارد، مواد متعددی دیگر نیز دراین قانون به حق تعلیم و تحصیل تأکیددارند. که ذیلاً بعضی شان به صورت خلاصه ذکر می گردند:

توجهبیشتر از بیش و پیش به تعلیمات و تحصیلاتدینی د ر کنار تعلیمات مکتبی و پوهنتونی ( البته این به معنای غیر دینی بودنتعلیمات و تحصیلات مکتبی و پوهنتونی نیست. بل، هدف تفکیک مدارس دینی از مکاتب وپوهنتون ها می باشد) در جوامع اسلامی مانند افغانستان یکی از اشد ضروریاتبوده و بنا بر درکی این حقیقت است که مادۀ هفدهم قانون اساسی، دولت افغانستان را مکلف نموده تا تدابیر لازمرا برای انکشف تعلیمات دینی، تنظیم و بهود مساجد، مدارس و مراکز دینی اتخاذ نماید.دولت افغانستان برعلاوه اتخاذ تدابیر لازم برای بهبود مراکز آموزشی دینی، مکلف استکه نصاب واحد تعلیمی را بر مبنای احکام دین مقدس اسلام و مطابق به فرهنگی ملی واصول علمی؛ طرح و تطبیق نماید(9).

برعلاوهماده های فوق قانون اساسی که بر حق تعلیم و تحصیل به صورت عموم برای مرد و زناشاره دارند، بعضی دیگر از مواد قانون اساسی مستقیماً بر حق تعلیم و تحصیل زنتمرکز نموده و می فرماید: "دولت مکلف است به منظور ایجاد توازن و انکشافتعلیمی برای زنان، بهبود تعلیم کوچیان و امحای بی سوادی در کشور، پروگرامهای مؤثرطرح و تطبیق نماید."(10) از فحوای مادۀ فوق می توان این چنین برداشت نمود کهدر گذشته زمینه تعلیم و تحصیل برای زنان حد اقل مانند مردان مساعد نبوده و قانوناساسی برای جبران آن، توجه بیشتر بر حق تعلیم زنان مبذول داشته است.

همچنان قانون اساسی در سایر مواد خویش که متواتر بر انکشاف متوازن، تأمین حقوق حقهمردم و سایر موارد که همه بر تأمین حقوق مردم تأکید دارند، بحث نموده است.

ممانعت از استحقاق حقوقتعلیم و تحصیل زن یک عمل جرمی بوده و مطابق به مادۀ سی و پنجم قانون منع خشونت علیزن، مرتکب آن حسب احول به حبس قصیری که از شش ماه بیشتر نباشد، محکوم می گردد.

د)کنوانسنیون های بین المللی: حق تعلیم و تربیه از جمله حقوق می باشد که بیشتر از سایرحقوق به آن در کنوانسنیون های مرتبط توجه شده است.

طبقمادۀ نهم اعلامیه حقوق بشر اسلامی، طلب علم يک فريضه است و آموزش يک امر واجب استبر جامعه و دولت لازم است که راهها و وسائل آن را فراهم نموده و متنوع بودن آن رابه گونه اي که مصلحت جامعه را بر آورد، تأمين نمايد و به انسان فرصت دهد که نسبتبه دين اسلام و حقايق هستي معرفت حاصل کند و آن را براي خير بشريت بکار گيرد.

ماده بیست و ششم اعلامیه جهانی حقوق بشر در موردحق تعلیم و تربیه می فرماید: " الف) هر كس حق دارد از تعلیم و تربیت استفادهكند. تعلیم و تربیت باید دست كم در مورد آموزش ابتدایی و اساسی رایگان باشد.تعلیمات فنی و حرفه ای باید برای همه ممكن باشد. دسترسی به تعلیمات عالیه بایدبرای همه و بنا به شایستگی هر كس امكان پذیر باشد. ب)هدف تعلیم و تربیت بایدشكوفایی كامل شخصیت بشری و تقویت احترام به حقوق بشر و آزادیهای اساسی باشد. تعلیمو تربیت باید حسن تفاهم و گذشت ودوستی بین همه ملتها و همه گروهها از هر نژاد یاهر دین، همچنین گسترش فعالیتهای ملل متحد را برای حفظ صلح تسهیل كند. ج) پدر ومادر برای تعیین نوع تعلیم و تربیت فرزند خود حق اولویت دارند."

متفرقه (لیسه عالی حبیبیه؛اولین لیسۀ افغانستان):

ابنلیسه در زمان حبیب الله خان فرزند امیر عبدالرحمن خان درسال 1282 خورشیدی تأسیسگردید. امیر حبیب الله خان نسبت به پدرش در عرصه تحولات فرهنگی موثر تر بود. گفتهشد که تحولات فرهنگی به شکل جدید در زمان امیر شیر علیخان ایجاد شد. با سرنگونیحکومت او و سرکار آمدن امیر عبدالرحمن خان، نه تنها هیچ گامی در جهت رونق فرهنگبرداشته نشد بلکه فعالیت های که قبلاً شروع شده بود نیز در نطفه خفه گردید. در مدتحکومت او، فقط یک مدرسه دینی بنام مدرسه شاهی کابل، در کابل تأسیس گردید، اینمدرسه به احتمال ز یاد در سال 1300 قمری بوجود آمده است که غرض از تأسیس آن همتوجیه اعمال امیر بوده است. در طول 21 سال زمامداری امیر عبدالرحمن، در سراسرافغانستان حتی20 عنوان کتاب هم به چاپ نرسیده است.

دورهعبدالرحمن را، دوره ظلمت و تاریکی نامیدند، به گفته مرحوم غبار، هیچ نقطه درخشاندر تاریخ این عهد، راجع به فرهنگ جدید دیده نمی شود(11)

غباردر ادامه می گوید: "بی اعتنای امیر تاجایی بود که میتوان آن را تعند و تعمداو در جلوگیری از فرهنگ نامید، زیرا امیر عبدالرحمن، از تمدن و فرهنگ جدید در جهانآگاه بود، معهذا یک مکتب نساخت و یک جریده تأسیس نکرد ... برعکس مطبوعات و رسالاتخرافی و اساطیری از هند انگلیسی، مثل سیل در افغانستان می ریخت و نسل جوان، کشوررا به رجعت به جانب فال گیری و اوهام و تاریکی رهنمون می نمود" (12). اما باآغاز سلطنت حبیب الله، وضعیت فرهنگی کمی بهتر شد و از اقدامات او در این راه تأسیسو ایجاد لیسه حبیبیه بود که دارای سه مرحلۀ ابتدای (ابتدایه)، رشدی(متوسطه) واعدادی(ثانویه) بود. دوره ابتدایی چهار سال بود، دوره رشدی سه ساله بود. دورهاعدادی هم سه سال بود. علاوه بر خود لیسه، 6 شاخه ابتدای دیگر نیز در کابل دایر شدبه نام های چون: مکتب ابتدای باغ نواب، مکتب ابتدای تنور سازی، مکتب ابتدای خانیها، مکتب ابتدای پرانچه ها، مکتب ابتدای اهل هنود. بعدها یک صنف ابتدای مخصوص شاهزاده گان، دایر شد که به گفته غبار، چهار شاه زاده، در این مکتب ابتدای بود که بهامر شاه ناگزیر برای به حد نصاب رساندن کلاس، فرزندان سرداران محمدزائی را بهتعداد 14 نفر به کلاس شاهزاده گان آوردند.

مؤخذ قسمت دهم:

  1. عبدالقادر عدالت خواه. حقوق فامیل، کابل: انتشارات میوند، 1387.

    برچسب: نویسنده: درگاه دادور تاريخ: پنجشنبه 27 تير 1392 ساعت: 19:03

صفحه بندی

آرشیو مطالب

خبرنامه